[ و از نوف بکالى روایت است که شبى امیر المؤمنین ( ع ) را دیدم از بستر خود برون آمده نگاهى به ستارگان انداخت و فرمود : نوف خفته‏اى یا دیده‏ات باز است ؟ گفتم دیده‏ام باز است . فرمود : ] نوف خوشا آنان که دل از این جهان گسستند و بدان جهان بستند . آنان مردمى‏اند که زمین را گستردنى خود گرفته‏اند و خاک آن را بستر . و آب آن را طیب . قرآن را به جانشان بسته دارند و دعا را ورد زبان . چون مسیح دنیا را از خود دور ساخته‏اند و نگاهى بدان نینداخته . نوف داود ( ع ) در چنین ساعت از شب برون شد و گفت این ساعتى است که بنده‏اى در آن دعا نکند جز که از او پذیرفته شود ، مگر آن که باج ستاند ، یا گزارش کار مردمان را به حاکم رساند ، یا خدمتگزار داروغه باشد ، یا عرطبه طنبور نوازد ، یا دارنده کوبه باشد و آن طبل است . [ و گفته‏اند عرطبه ، طبل است و کوبه ، طنبور . ] [نهج البلاغه]



 RSS 
خانه
شناسنامه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک

:: کل بازدیدها ::
3906

:: بازدید امروز ::
2

:: لینک به وبلاگ ::

سخنانی از اشو - مروارید عرفان

:: دوستان من ::


سخنانی از اشو 84/9/3 ساعت: 5:40 عصر

     هفته گذشته یکی از کتابهای با ارزش اشو عارف هندی را

     مطالعه میکردم / که اینک بخشی از نکات برجسته آنرا برای

     دوستان خوبم می نویسم :

     انسانی که واقعا قدرت دارد . بدون قلب نیست !    زیرا بدون

     قلب تو تنها یک ماشین هستی ! نه یک انسان ! انسان واقعا

     قوی همچون فولاد سخت و همچون گل نیلوفر نرم است !!!

     تنها در اینصورت است که او یک انسان خود یافته خواهد بود !

     اگر کاری باشد که تو آرزوی شدیدی برای انجامش داری !پس

     انجامش بده . وهر بهایی را که لازم است برایش بپرداز و خود را فدای آن کن !


نوشته شده توسط: مروارید عرفان

نوشته های دیگران ( )